ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
250
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
ناميده مىشود ليكن اسلام او به حالش نفعى ندارد و اسلامش اسلامى كه برترين شرافتها باشد نخواهد بود . پيامبر ( ص ) فرمود : خداوند به صورتها و كارهاى شما نمىنگرد بلكه به دلهاى شما نظر مىكند . امّا چون اين گمان مىرود كه اسلام ظاهرى وسيله و راهى براى رسيدن به اسلام حقيقى باشد لازم است كه ميان اسلام و دارندهء اسلام ظاهرى و مسلمان حقيقى در اسم و حكم ، وحدت حاكم باشد . پيامبر ( ص ) فرمود : تظاهر و خودنمايى پلى براى رسيدن به اخلاص است . و فرمود : هر كه پيرامون قرقگاه بچرد ( بگردد ) ممكن است كه در آن بيفتد بنا بر اين ميان آن دو قول اختلافى وجود ندارد . چون مطلب بالا را دانستى بر تو آشكار مىشود كه شرافت اسلام كاملترين انواع شرافت است چون شرافت واقعى براى آدمى همان كمالى است كه مربوط به جوهر نفس اوست و وقتى است كه به عقل مستفاد كه همان اسلام واقعى است ، برسد نه كمالات خيالى ثروت و مقام يا منسوب بودن به تبارى بزرگوار زيرا بر تو روشن شد كه مباهات و شرافت به اين امور قابل اعتنا و ارزش نيست . چون آن كمال در شخصى كه مىبالد و بدان اظهار شرافت مىكند وجود ندارد . و راز گفتار امام عليه السلام كه فرمود : شرافتى بلند پايه تر از اسلام نيست همين است و سرپرست توفيق خداست . كلمه سى و نهم گفتار امام عليه السلام : لا شفيع انجح من التّوبة ، هيچ شفيعى موفقتر از توبه نمىباشد . پيش از اين معناى شفيع را دانستى و نجاح عبارت از پيروزى و گاهى مقصود از آن صواب و حق است كه عرب گويد : رأى نجيح يعنى رايى حق ، و معناى توبه ، بريدن از گناه است . براى تحقّق يافتن توبه سه شرط وجود دارد : 1 - رها كردن گناه در حال حاضر . 2 - پشيمانى از كارهاى گذشته . 3 - تصميم قطعى بر ترك گناه در آينده . امام عليه السلام لفظ شفيع را بر حسب مجاز و از باب استعاره استعمال فرموده است . مناسبت تشبيه اين است كه همانطور كه شخص شفيع واسطه مىشود تا جريمه را از ديگرى ساقط كند و مجازات به دو نرسد . توبه ، نيز نسبت به گناه چنين است يعنى وسيله اى براى ساقط شدن جريمه و رفع عذاب از گنهكار